الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

286

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

و أبو الفضل انّ ذكرهم الحلو * شفاء النّفوس من اسقام قتل الادعياء اذ قتلوه * اكرم الشّاربين صوب الغمام ( 1 ) و عباس مردى زيبا و نيكو روى بود بر اسب بلند سوار مىشد پاى او بر زمين مىكشيد و او را قمر بنى هاشم مىگفتند و علمدار حسين عليه السّلام بود . آنگاه ابو الفرج به اسناده از جعفر بن محمد عليه السّلام روايت كرد كه : حسين بن على عليهما السّلام اصحاب خويش را آماده حرب ساخت و رايت را به عباس سپرد . و از ابى جعفر عليه السّلام روايت كرد كه : زيد بن رقاء جهنى [ 1 ] و حكيم بن طفيل طائى عباس را شهيد كردند . و مسندا از معاوية بن عمّار از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : ام البنين مادر اين چهار برادر به بقيع مىرفت و بر پسران خويش شيون مىكرد و زبان مىگرفت غم‌انگيزتر و سوزناكترين شيونى و مردم بر گرد او جمع مىشدند و شيون او مىشنيدند مروان هم مىآمد با مردم ديگر و زارى او مىشنيد و مىگريست . ابن شهر آشوب در مناقب گويد : عبّاس سقّاى ماه بنى هاشم علمدار حسين عليه السّلام بود و از برادران مادرى خويش بزرگتر بود به طلب آب رفت بر او حمله كردند و او هم بر آنها تاخت و مىگفت : لا ارهب الموت اذ الموت زقا * حتّى أوارى في المصاليت لقا نفسى لنفس المصطفى الطّهر وقا * انّى انا العبّاس اغدو بالسّقا و لا اخاف الشرّ يوم الملتقى زقا ( به زاى نقطه دار ) : بانگ كرد . يعنى : از مرگ نمىترسم هنگامى كه بانگ زند ، تا وقتى كه ميان مردان كارآزموده افتاده و به خاك پوشيده شوم جان من وقايهء جان پاك مصطفى است من عبّاس هستم با مشگ مىآيم و روز نبرد از شرّ نمىترسم پس آنها را پراكنده ساخت و زيد بن ورقا جهنى از پشت خرما بنى كمين كرد و حكيم بن طفيل سنبسى ياور او گشت و شمشير به دست راست عباس زد و عباس تيغ به دست چپ گرفت و حمله كرد و رجز مىخواند :

--> [ 1 ] در نسخى كه به صحّت آن اعتماد بيشتر است رقاد است چنان كه در بعض موارد همين كتاب گذشت و به جاى جهنى در بعض نسخ حنفى و در بعضى حنانى يا جعفى يا جحفى و غير آن است و در بعضى جنبى به جيم و نون و باء بر وزن فلس است و در چنين موارد آنكه غير مشهور است يعنى جنب ترجيح دارد ؛ زيرا كه غالبا ناسخ لفظ غير مأنوس‌تر تبديل مىكند و به همين جهت بسيار از علما در تراجيح خلاف اصل را ترجيح مىدهند نظير عبد اللّه ابن بقطر بباء يك نقطه كه غالبا به يقطر تصحيف مىكنند .